از جاودان, تا همیشه, به توان بی نهایت، یک ِ نام ِ تو نوشتمبه جز آن عدد نیامد به دم ِ سر و سرشتم (1)دو و سه اگر نگارم به نهایتی نیایم (2)که درون خود سرایی ز شک وشماره کشتمتو توان ِ بینهایت؛ پَر ِ شوقِ
دیدار, معنوی, مثنوی,اشتر بُختی,اشتران بختی ایم اندر سَبَقمست و بی خود، زیر ِ محمل های حق ... مولانا این بیت را به مناسبت حکایتی در باره شیخ ابولحسن خرقانی در دفتر ششم مثنوی,سروده است .نظر به اهمیت این تمثی
دیدار, معنوی, مثنوی, حقیقت, عارف کاملعارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویشخون انگوری نخورده باده شان هم خون خویشهر کسی اندر جهان مجنون لیلی یی شدندعارفان لیلی خویش و دم به دم مجنون خویشساعتی میزان آنی س
دیدار, معنوی, مثنوی,جان جهش (ضربۀ ایجاد)مقدمهعرفان در کلی ترین تعریفش شناخت شهودی و تمام عیار موضوع شناسایی ست .شناختی سریع، بدون مقدمه چینی های عقل منطقی." آفتاب آمد دلیل ِ آفتاب ... " تصوف یا پشمینه پو